به پانزده سالگی که رسیدم از عشق چیز هایی شناختم.
فکر میکردم بهار تنها فصل عاشقی است
و پاییز تنها فصل خزان عشق
اما تو معادلاتم را به هم زدی....
یک غروب پاییزی عاشقت شدم
دلم را زیر پایت گذاشتم
غرق دریای چشمهایت شدم
همه جا تو را دیدم
سر مست وجودت شدم
وتو در بهار نقره داغم کردی
تو کار بزرگی انجام دادی
بهار و پاییز تقویمم را جا به جا کردی!!!!

نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
<-CategoryName->
:: برچسبها:
<-TagName->